نیلوفرمرداب

متن ادبی
نویسنده : تکتم - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ،۱۳٩٤
 

استاد گفت ضمایر را صرف کن 

گفتم :

من 

تو 

او

او 

او 

استاد فریاد زد بگذر از او 

زیر لب گفتم دلکم آرام بگیر اووووووووو رفت 😢😢

تکتم 18/8/94


 
 
عکس نوشته
نویسنده : تکتم - ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٤
 


 
 
عکس نوشته
نویسنده : تکتم - ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٤
 


 
 
عکس نوشته
نویسنده : تکتم - ساعت ٦:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٤
 


 
 
عکس نوشته
نویسنده : تکتم - ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٤
 


 
 
عکس نوشته
نویسنده : تکتم - ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٤
 


 
 
دلتنگی
نویسنده : تکتم - ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ،۱۳٩٤
 

عقربه های ساعت درپی هم میدوند

ثانیه ها به وقت دلتنگی میزند

من اینجا ایستادم سر قرار همیشگی

با همان نشانی هنوز شاخه گل  رزدر دستم مانده

فقط کمی خشکیده کمی پزمرده ولی هنوز عطر تو را به همراه دارد

زمان به وقت دلتنگی ایستاده

همیشه رفته ای

اینبار کمی بیا

تکتم راستگو 16/8/94


 
 
 
نویسنده : تکتم - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ خرداد ،۱۳٩٤
 

دل بسته ام به ساحلت

 دریا فراموشم مکن

با موجهای سرکشت

 هر لحظه خاموشم مکن

من ردپا گم کرده ام

اینجا کنار ساحلت

دل را گره بستم شبی 

با اشک کنج قایقت 

ای کاش بگذارم شبی 

سر را به روی شانه ات

با خود ببر من را شبی

در عمق مهمانخانه ات

با لحظه طوفانیت درگیر درگیرم هنوز

من را به آرامش مخوان 

من از تو دلگیرم هنوز

چشم از تو میگیرم ولی دل را تو از من میبری

این قایق پوسیده را تا مد فردا میبری


 
 
← صفحه بعد