نیلوفرمرداب

لایق احساس من
نویسنده : تکتم - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳٩٢
 

فرصت خوبی است ای دل ؛ گوش کن
روبروی تو نشسته مثل ماه
چشم از چشمان زیبایش نگیر
سیر امشب را نگاهش کن نگاه
رنگ چشمش را بخوبی حفظ کن
عشق از آن سرزمین برخاسته
بهتر است این جمله را باور کنی
او به زودی می رود ناخواسته
پیشترهای نه چندان دور او
با نگاهی عشق را اقرار کرد
تا ابد می سوزم از این درد که
او چرا حالا چنین رفتار کرد؟
من نفهمیدم چرا او ناگهان
شعرهای بی وفایی را سرود
ای خدا تو شاهدی در این میان
روز اول او نگاهش این نبود
می رود از پیش چشمانم ولی
مثل یک احساس در دل مانده است
خنده هایش ؛ خاطراتش ؛ مثل تب
تا ابد شعر مرا سوزانده است


مثل طفلی خردسال و بی گناه
با گذشته با خیال تو خوشم
حال تنها مانده ام با خاطرات
تو نمی فهمی چه زجری می کشم
موعظه کردند نشنیدم که چون
بود عاشق این دل حساس من
باور این جمله مشکل بود که
تو نبودی لایق احساس من