پرده نیلی

رفتیم و پای بر سر دنیا گذاشتیم

کار جهان، به اهل جهان واگذاشتیم

چون آهوی رمیده، ز وحشت سرای شهر

رفتیم و سر به دامن صحرا گذاشتیم

ما را به آفتاب فلک هم نیاز نیست

این شوخ دیده را، به مسیحا گذاشتیم

ما را بس است جلوه گه شاهدان قدس

«دنیا، برای مردم دنیا گذاشتیم»

در جستجوی یار دلازار کس نبود

این رسم تازه را، به جهان ما گذاشتیم

ایمن ز دشمنیم که با دشمنیم دوست

بنیان زندگی، به مدارا گذاشتیم

از ما به روزگار، حدیث وفا بس است

نگذاشتیم گر اثری، یا گذاشتیم

بودیم شمع محفل روشندلان، رهی

رفتیم و داغ خویش به دل ها گذاشتیم

/ 0 نظر / 8 بازدید